الشيخ أبو الفتوح الرازي

300

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ابو عبيد ( 1 ) گفت : جواب محذوف است ، تقدير آن كه : و لو كان الشّيطان يدعوهم الى عذاب السّعير فيتّبعونه ، و اگر ديو ايشان را با عذاب دوزخ خواند هم پى او گيرند . * ( وَمَنْ يُسْلِمْ وَجْهَه ) * ( 2 ) * ( ) * ، آنگه گفت : هر كه او روى خود بنهد خداى را ، و تن تسليم كند به خداى ، و عمل و طاعت خود خالص بكند او را ، و كار خود به او تفويض كند ، * ( فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى ) * ، او دست به جانبى منيع و ركنى قوى ( 3 ) زده باشد كه آمن ( 4 ) باشد كه منقطع و منهدم نشود . عبد اللَّه عبّاس گفت : عروهء وثقى ( 5 ) ، « لا إله الَّا اللَّه » ( 6 ) باشد . و « عروه » ، در كلام عرب جانب و طرف باشد . و انكلك ( 7 ) پيرهن ( 8 ) را براى اين عروه گويند كه بر طرف باشد . و « وثقى » ، تأنيث اوثق باشد . * ( وَإِلَى اللَّه عاقِبَةُ الأُمُورِ ) * ، و عاقبت كارها با خداى شود ، يعنى در عاقبت كارها را مرجع با او باشد . * ( وَمَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُه ) * ، آنگه رسول را - عليه السّلام - گفت بر سبيل تسليت و دلخوشى دادن : و هر كس كه او كفر آرد به خداى و به تو ، نبايد تا كه او تو را دژم ( 9 ) كند . * ( إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ) * ، كه مرجع و بازگشت اين كافران با من است ، خبر دهم ( 10 ) ايشان را به آنچه كرده باشند [ 228 - ر ] . * ( إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ) * ، كه خداى عالم است به آنچه در دلهاست ، يعنى به اسرار و ضماير . * ( نُمَتِّعُهُمْ قَلِيلًا ) * ، گفت : ما ايشان را تمتّع كنيم و بر خوردارى دهيم زمانى اندك ، و آن مدّت حيات دنيا باشد . * ( ثُمَّ نَضْطَرُّهُمْ ) * ، آنگه ملجأ و مضطرّ گردانيم ايشان را با عذاب دوزخ ، چه آن را كه او را به دوزخ برند او مختار نباشد ، مضطرّ باشد . * ( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ ) * ، و اگر تو بپرسى ايشان را اى محمّد كه آسمان و زمين كه آفريد ؟ بگويند كه ( 11 ) : خداى آفريد ، تو ( 12 ) بگو : * ( الْحَمْدُ لِلَّه ) * ، سپاس خداى را كه اقرار از شما

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ابو عبيده ، كا : ابن عبيد . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها الى اللَّه . ( 3 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : وثيق . ( 4 ) . همهء نسخه بدلها : ايمن . ( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا گفتن . ( 6 ) . سوره محمّد ( 47 ) آيهء 19 . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ان كلك . ( 8 ) . آب ، كا : پيراهن ، ديگر نسخه بدلها : پيراهنى . ( 9 ) . آط ، آج : اندوهگن ، آب ، مش : اندوهگين . ( 10 ) . آط ، آب ، آج ، لب : خبر دهيم . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : گويند . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .